| |||
مقصد بيستم در «حلم» است و ضد آن كه «سَفَه» است و در آن هفت فصل است: فصل اوّل [در بيان معنى حلم و سفه ] حلم از شعب اعتدال قوّه غضب است. و آن عبارت از ملكه اى است كه نفس را به واسطه آن طمأنينه حاصل شود كه بزودى و بى موقع، هيجانِ قوه غضب او نشود، و اگر بر خلاف ميل نفسانى او چيزى رخ دهد و به او مكروه يا ناگوارى رسد، از حوصله بيرون نرود و گسيخته لجام نشود. و در مقابل آن، «سَفَهْ» به فتح فاء است از سَفِهَ از باب عَلِمَ يعلَم؛ يقال: سَفِهَ الرجل؛ أى عدم حلمُه و سفّه الجهلُ حلمَه؛ أى أطاشَه و أخَفَّهُ. «1» طيش و خفت و سبكى، در مقابل آن سكونت و بردبارى است و آن ملكه اى است كه به واسطه آن، نفس از حوصله بيرون رود و با ناملايمات سازگار نباشد، و بدون ميزان و از روى جهالت افسارگسيخته شود، و غضبش به جوش آيد و خوددار نباشد، و اين از شعب افراط قوه غضب است.......
|


